خرید بک لینک

حرف که میزنی

رزسرخی

در برف می شکفد.

من شاعر میشوم

و هواپیمای خورشیدی کوچکی

از خواب زمستانی واژه هایم میگذرد.

تو تنها مسافر آینده ای

که به اکنون ام باز میگردی.

حرف که میزنی

از خود میپرسم:

آیا ما در جهان های موازی

با هم نبوده ایم؟

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

ازامشب…

شعرهایم را

به حراج خواهم گذاشت

به چه درد میخورد؟؟

شعری که

هرگز تو را

عاشق نخواهد کرد!!

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

خسته ام در خفقانم تو برایم بنویس بغض کردم نگرانم تو برایم بنویس درد تنها شدنم ریشه دوانده دل من گل بی برگ خزانم تو برایم بنویس پیر گشتم هوس موی سپیدت کردم خالی از صد هیجانم تو برایم بنویس انقدر زخم به

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

می خواستم کمی

فقط کمی

دوستت داشته باشم

از دستم در رفت

عاشقت شدم ..

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

حرفهای نگفته...

درست مثل فنجان قهوه

که ته میکشد

پنجره

کمکم از تصویر تو

تهی میشود

حالا من ماندهام و

پنجرهای خالی و

فنجان قهوه ای

که از حرف های نگفته

پشیمان است...

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

موهایم کوتاه است!موج ندارد که دلت را طوفانی کند؛کوتاه است و نمیتوانم روی شانههایم بریزم و تو از بویشان مست شوی!نمیتوانی آنهایی را که راه و بیراه از بافتن موی معشوقشان میگویند، درک کنی!نمیتوانی وقتی

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

پاییز نفس نفس میزند

پشت پنجره ایستاده ام

و بی خیال چای می نوشم

پاییز هق هق میکند

چشم میبندم و فال حافظ میگیرم

پاییز نارنجی تر از همیشه

نگاهش رنگ التماس میدهد

.برای یک دقیقه بیشتر ماندن دست به دامان یلدا شده

و من به زمستان فکر میکنم و لذت برف هایش …

پاییز دارد تمام میشود و من بی رحم شده ام

سرد..بی تفاوت. .شبیه تو. .شبیه زمستان...

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

درس زیاد می خواندم

و هر جایی که برایم مهم بود

با یک مداد زیرش خط می کشیدم:

"قانون اول نیوتن"

همیشه یکی از سوال های امتحانی بود.

قانون "جاذبه" هم،

گفتم "جاذبه"،

یاد چشم های تو افتادم . . .

و چشم

عضو مهمی ست

وگر نه زن ها

اینقدر

با دقت،

رو به آینه

"زیرش با مداد خط نمی کشیدند"

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

زیبا هوای حوصله ابری استچشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیباهنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخداز من مگیر چشمدست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگردیادم بده چگونه بخوانمتا عشق در

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 اسفند 1398 ساعت: 17:46

صفحه بندی